محمد تقي جعفري
47
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
افكارهاى آنان را بريشههاى اوليه تحليل نمايد ، در آن موقع خواهيم ديد اين منكران به چند دسته تقسيم ميشوند : دستهء يكم - كسانى هستند كه انكار آنان به ضعف درك و تعقل مستند مىباشد ، زيرا مىبينند كه اگر بخواهند موقعيتى را براى خود اثبات كنند ، فورا از آنان مطالبهء دليل خواهد شد . پس براى فرار از زحمت اثبات چه بهتر كه طرف انكار را بگيرند ما كارى با اين دسته اشخاص نداريم ، جز اين كه به آنان پيشنهاد كنيم كه اين كلمهء « نيست » را به « من نمىتوانم » تبديل كنيد و بعد به تحقيق در بارهء همين جملهء « من نمىتوانم » بپردازيد . دستهء دوم - منكران فصلى هستند كه تابع موسمهاى مقتضى مىباشند ، اگر موسم اثبات و پذيرش باشد ، اثبات ميكنند و مىپذيرند و اگر موسم نفى و انكار باشد ، شروع به منفى بافى ميكنند و چهرهء خود را با زيور انكار مىآرايند كه مبادا « كه مىخورند حريفان و من نظاره كنم » دستهء سوم - منكرانى هستند كه زبانشان با قلبشان دو تا است ، چيزى را كه مىگويند ، دلشان با آن موافق نيست . ( آيهء شمارهء 4 ) اين دوگانگى يا ناشى از صفت پليد منافق بودن است كه در برابر لذت حفظ موقعيت مطلوب در جامعه ، يقين قلبى خود را از ارزش انداخته و آن را ناديده مىگيرند و زبان را براى حفظ آن موقعيت رها مىسازند و يا ناشى از چند شخصيتى است كه وقتى كه به انگيزگى عواملى خودپرستى با زبانش خلاف موجودى دل را ابراز مىكند ، داراى شخصيتى است ، غير از شخصيتى كه در حالات معمولى دارد . دورى و محروميت اين دستههاى سه گانه از امتياز الهى يقين بستگى مستقيم به مقدار فهم و آزادى در برقرار كردن رابطه با يقين دارد . اگر اينان مىدانستند ماهيت يقين چيست و ارزش حيات بخش آن كدام است ، امكان نداشت كه از تلاش پيگير در راه وصول به يقين بكاهند . نتيجه پنجم - شما اى بهره وران از يقين راه خود را ادامه بدهيد و شما